![]() |
![]() |
|
| اخبار سياسي اجتماعي |
|
بشارت به ملت و رئيس جمهور مقاومت پيام به هموطنان و اشرف قهرمان مسعود رجوى - 5 فروردين 1386 بشارت به ملت و رئيس جمهور برگزيده مقاومت پيام به هموطنان و اشرف قهرمان سلام و تبريكات نوروزي براي بيست و ششمين بهار ايستادگي و مقاومت تاريخي, باتبريك مضاعف براي قطعنامه شوراي امنيت ملل متحد عليه رژيم ضدبشري, راستي كه بهار اين مقاومت را هم, بر فراز لالهزار شهيدانش, نميتوان از آمدن باز داشت.. كتابِ خونسِرشته عمر رژيم آخوندي بار ديگر ورق خورد. يك گام كيفي به پايان ماجرا و حديثِ پر رنج و خون ملت ايران در عهد ستمْ شيخي, نزديك شديم. آخوندها بر لبه تيغ تحريم تسليحاتي و مالي قرار گرفتند كه از ربع قرن پيش خواستار آن بوديم. مخصوصاً سپاه پاسداران, بازو و ارگان اصلي تروريسم و سركوب, زير ضرب و ذرهبين بينالمللي قرار گرفت. عفريت ولايت, با ضربان و قدم هاي 60 روزه كه حكايت از احتضار محتوم ميكند, به سراشيب انحلال و سرنگوني در غلتيده است. چِل سال رنج و غصه كشيديم و عاقبت تدبير ما بهدست شراب دو ساله است بشارت بهملت و رئيسجمهور برگزيده مقاومت, و مژدگاني به هموطنان و اشرف قهرمان,كه پايداري آنها, گل داد و مژده داد, و زمستان سخت و سنگين حاكميت آخوندي, شكست و رفت. هرچند مطمئن بوديم كه آخوندها در بازي اتمي كوتاه نميآيند, اما من دلم ميخواست, و باز هم ميخواهد, كه زودتر و بر سر همين قطعنامه, جا ميزدند و همانطور كه نرمتنانِ نظام ميخواستند, در همين مرحله, عقب مينشستند. در اينصورت, رژيم زودتر وامي رفت. مثل روزگار پاياني شاه, به تَرَك برداشتن و درهم شكستنِ طلسم اختناق راه ميبرد و ما قيمت كمتري ميپرداختيم. اما ثابت شد كه فاشيسم مذهبي, جز با بمب اتمي, تضمين و شانس بقا نميبيند. خوشا آنان كه از دو دهه پيش, همين نكته را دريافتند. فرياد زدند و برملا كردند، و خوشا ايستادگان اشرف و مريم و همسنگران و ياورانش بهويژه اعضاي شوراي ملي مقاومت, كه در پي كارزاري سخت و سهمگين كه 4سال به درازا كشيد, اكنون شكوفههاي بهار مقاومت و روييدن بخشي از بذرهاي ميهندوستي و مجاهدت را بهعيان ميبينند. به گفته قرآن : اينست مَثَل آنان در تورات و در انجيل, همچون كِشت و نهالي كه جوانه زنَد, سپس استوار و تثبيت گردد, آنگاه ستبر و قوي شود, بر پايه و ساقه خود قد بركشد, آنگاه برزگر و باغبان به شگفتي درآيد و خشم و كين حقْستيزان نسبت بهآنان برانگيخته شود, و خدا به آنانكه ايمان آورده و عمل شايسته پيشه كردند, مغفرت و پاداشي عظيم وعده و بشارت داده است. در اثناي سال ها مذاكره و مشوق , همچنين ثابت شد كه اين رژيم هيچ زباني جز زبان قدرت نميفهمد. بنگريد كه در مقوله اتمي ضمن 8ماه گذشته 3قطعنامه شوراي امنيت را پشت سر و در مسأله حقوق بشر تا بهحال 53قطعنامه را زيرپا گذاشته است. اين در برابر جامعه بينالمللي است, پس واي كه در داخل خانه, بر ملت اسير ما و بر زندانيان دستبسته ما چه گذشت. پس ننگ و نفرت برآنان باد كه در داخل يا خارج خانه, دست در دست عفريت ارتجاع و بنيادگرايي و اختاپوس تروريسم و كشتار جمعي ميگذارند كه نفرين مجسمِ تاريخ ايران و اين قسمت از جهان است. اما قطعنامه1747 شوراي امنيت ملل متحد: داراييها و اعتبارات و منابع اقتصادي 15تن از سركردگان سپاه پاسداران و كارگزاران هستهيي و موشكي رژيم را بهطور بينالمللي توقيف ميكند و از همه كشورها ميخواهد از ورود يا عبور آنها و 12تن ديگر كه اسم آنها در قطعنامه قبلي آمده بود, جلوگيري بهعمل آورند. فرمانده و معاون و رئيس ستاد سپاه پاسداران و فرماندهان بسيج و نيروي تروريستي قدس و فرماندهان نيروهاي هوايي و زميني و دريايي و موشكي و مديران تأسيسات و پروژههاي هستهيي و موشكي سپاه جهل و جنايت و نيز پاسدار ذوالقدر، جانشين قبلي سپاه پاسداران و معاون كنوني وزارت كشور رژيم، در اين شمارند. قطعنامه همچنين داراييها و اعتبارات و منابع اقتصادي 13نهاد هستهيي و موشكي رژيم را علاوه بر 12نهادي كه در قطعنامه قبلي آمده بود, توقيف ميكند, هستهيي اصفهان و هستهيي كرج و شيميايي پارچين و گروه صنايع موشك هاي كروز و صنايع هوانوردي و شركت خدمات هواپيماسازي سپاه پاسداران و بانك سپه در اين شمارند. مقرر ميكند كه رژيم ايران نبايد بهطور مستقيم يا غير مستقيم از قلمرو خود يا بهوسيله اتباع خود يا با استفاده از کشتيها يا هواپيماهاي خود بهتأمين و فروش و انتقال تسليحات و مواد ذيربط اقدام کند و تمام کشورها بايد تأمين چنين اقلامي را از ايران بهوسيله اتباع خود يا با استفاده از کشتيها يا هواپيماهاي خود ممنوع و متوقف كنند. چه اين اقلام از قلمرو ايران آمده باشد يا ازجايي ديگر. از همه كشورها ميخواهد با هوشياري, از تأمين و فروش و انتقال مستقيم يا غير مستقيم هرگونه تانك و زرهي و هواپيما و هليكوپتر و ناو جنگي و موشك و سيستم هاي خمپارهيي كاليبر بزرگ بهرژيم ايران و هرگونه كمك فني و آموزشي و مالي و سرمايهگذاري و حتي واسطهگري و انتقال منابع مالي در اين رابطه خودداري كنند. از همه كشورها و مؤسسات مالي بينالمللي ميخواهد جز در موارد انساندوستانه و عُمراني, هيچگونه وام و كمك مالي و كمك بلاعوض بهرژيم ندهند و در اين زمينه وارد تعهدات جديدي نشوند. قطعنامه1747 به رژيم 60روز مهلت داده تا عقب بنشيند و اطاعت كامل خود را اعلام و اثبات كند. همه كشورها بايد گزارش عملكرد خود در باره اجراي كارآمد تحريمها را در اين 60روز ارائه دهند. دبير كل آژانس بينالمللي انرژي اتمي نيز بايد گزارش كند كه آيا رژيم در اين 60روز همه فعاليتهايي را كه بايد متوقف ميكرد, متوقف كرده است يا خير؟ اكنون ميتوان فهميد كه چرا پاسدار احمدينژاد پس از اينكه فهميد از قطر و آفريقاي جنوبي و اندونزي هم آبي گرم نميشود، از رفتن به شوراي امنيت خودداري كرد. همچنين ميتوان فهميدكه چرا ولي فقيه ارتجاع در روز اول فروردين براي جلوگيري از تصويب اين قطعنامه, مذبوحانه به قيل و قال در باره نظام سلطه بينالمللي و استكبار جهاني پرداخت و تهديد كرد اگر به خواهند از شوراي امنيت استفاده ابزاري كنند ، ما هم ميتوانيم بي قانوني كنيم و خواهيم كرد . خامنهاي حرف آخر را هم صريحاً بر زبان راند و گفت اگر به خواهند با تهديد و اعمال زور و خشونت رفتار كنند، بدون ترديد بدانند . مسئولين ايران در مقابل دشمناني كه بهآنها تعرض كنند، از همه ظرفيت خود براي ضربه زدن استفاده خواهند كرد . بهاين ميگويند يك اعلام جنگ تحميلي ديگر! جالب است كه وقتي صحبت از مجاهدين و مقاومت ايران باشد, معيار صداقت و حسن نيتِ همين نظام سلطه بينالمللي بمباران آنها و قرار دادنشان در ليست تروريستي است. آنقدر كه دو سال و نيم پيش در مهر و آبان سالِ1383 تروئيكاي اروپايي, به چنان درجهيي از صداقت و حسن نيت با فاشيسم مذهبي حاكم بر ايران رسيد كه بدون هيچگونه شرم و حيايي, به دولت خاتمي اطمينان داد كه بهازاي تعليق غني سازي اورانيوم, آن هم تا زماني كه به يك قرارداد دراز مدتِ قابل قبول برسيم , اتحاديه اروپا بهنگريستن به مجاهدين خلق بهعنوان سازماني تروريستي ادامه خواهد داد اين مشوق از سوي نظام سلطه بين المللي به قدري خلاف عرف و اخلاق و قانون بود كه اعتراضات گسترده بينالمللي را در همان زمان برانگيخت. -200هزار نفر از مردم عراق در بيانيه خود خاطرنشان كردند : معاملهكنندگان با رژيم ايران نشان دادندكه برچسب تروريستي عليه مجاهدين فقط اهرمي براي زد و بندهاي كثيف و نامشروع سياسي است. ما اين كرنش در مقابل باجخواهي رژيم تروريستي حاكم بر ايران را كه فقط باعث تشويق و ترويج تروريسم و خونريزي و افزايش ناامني در خاك كشور ما و قرباني نمودن مقاومت عادلانه و مشروع مردم ايران ميشود, بهعنوان عملي غير اخلاقي محكوم ميكنيم . - نمايندگان پارلمان اروپا از احزاب مختلف, اعلام كردند: رهبران سه كشور اروپايي, كه نه پارلمان اروپا و نه هيچ ارگان منتخب دموكراتي در هيچ كشور عضو اتحاديه اروپا به آنها چنين اختياري نداده است, در حقيقت پذيرفته اند كه مجموعهيي از امتيازات سياسي, امنيتي و تكنولوژيك در مقابل تعليق موقت غني سازي اورانيوم به تهران اعطا كنندكه نه فقط براي اروپا امنيت به همراه نه خواهد آورد, بلكه صرفاً باعث تكرار همان چيزي خواهد شد كه آنها براي دههها انجام داده اند: حمايت از يك ديكتاتوري فناتيك با كمك به سركوب اپوزيسيون داخليش.، رژيم ملايان يك حكومت نامشروع مذهبي است كه مردم ايران را نمايندگي نميكند. متهم ساختن اپوزيسيون ايران به تروريسم در اين معامله, كارزار واقعي عليه تروريسم را به سخره ميگيرد . - فدراسيون بينالمللي حقوقبشر در همان زمان اعلام كرد: طراحان اين پيشنهاد، با مبادله نمودن حفظ يك سازمان ـ مستقل از هر قضاوتي كه در مورد آن وجود داشته باشدـ در ليست سازمان هاي تروريستي، در ازاي يك تحول سياست هستهيي ايران، ثابت ميكنند كه اين ليست داراي خصلتي خودسرانه بوده و صرفاً از تصميم سياسي دولت ها ناشي ميشود آبان1383. وقتي نظام سلطه بينالمللي عليه مجاهدين و مقاومت ايران دستهگلي بهآب ميدهد, نشانه صداقت است, اما واي به وقتي كه مجمع عمومي ملل متحد, نقض وحشتناك حقوق بشر در ايران را محكوم كند، يا شوراي امنيت ملل متحد به خواهد بعد از 2دهه روشنگريهاي همين مجاهدين، حساب تسليحات كشتار جمعي رژيم را برسد. اينجا بار ديگر, آخوند مرتجع قرون وسطايي ابوعطاي ضد استكباري ميخواند! بعد هم وليفقيه ارتجاع شروع ميكند به يقه دراني كه آنها نقض حقوق بشر ميكنند , تروريست را ترويج ميكنند , آن وقت هر جا را كه ميلشان بكشد، ميخواهند به محاسبه بكشند كه شما نقض حقوق بشر كردهايد! هنرهاي ولي فقيه ارتجاع بههمين جا ختم نميشود. لوطي و عنتر ش, با يك فقره ماركشيدن , بمبْسازي براي حفظ نظام را كه اُوجب واجبات اعلام كردهاند, با دجاليت, بالاتر از ملي كردن نفت و آنچه مصدق كرده است نيز جا ميزنند. خامنهاي گفت: همان هايي كه ملي شدن نفت را كه به وسيله دكتر مصدق و مرحوم آيتاللَّه كاشاني انجام گرفت، امروز تمجيد ميكنند - كه آن كار، نسبت به اين كار كوچك بود؛ و اين از آن بزرگتر است- همان ها امروز نسبت بهانرژي هستهيي همان حرفي را ميزنند كه مخالفين مصدق و كاشاني آن روز ميگفتند . - راستي مگر امام دجالتان شكرگذار سيلي خوردن مصدق از همين نظام سلطه بين المللي و استكبار جهاني نبود؟ - آيا خميني نبود كه در روز 5خرداد1358 گفت: ملي كردن نفت پيش ما مطرح نيست. اين اشتباه است. مقصد ما نفت نيست. كه اگر يك نفر نفت را ملي كرده است اسلام را كنار بگذارند, براي او سينه بزنند. براي هر استخواني ميتينگ راه انداختن و با اسلام مخالفت كردن, قابل تحمل نيست . حالا خامنهاي بايد بگويد چه شده كه براي مصدق سينه ميزند؟ وانگهي مگر كاشاني دست آخر خواهان اعدام مصدق نشد؟ اين دكان دو نبش سينهزني, هم براي مصدق و هم براي كاشاني, استفاده ابزاري از نام پيشواي فقيد يك ملت نيست؟! بهتر است خامنهاي براي كيك زرد رژيمش ترفند ديگري بينديشد. كدام ايراني وطن پرست,كدام نيروي ملي و آزاديخواه, وكدام نيروي پيشرو و ترقيخواهي است كه تيغ را در كف زنگي و بمب اتم را در دست شحنه مست ولايت ببيند و طاقت بياورد؟ ديروز با شعار قدس از طريق كربلا ، جنگ ضدميهني را جهادمقدس ناميدند و حرث و نسل كشور را به تنورش ريختند. بعدهم خميني گفت زهر خوردم! امروز اما فقر و فاقه ماهوي يك رژيم ته كشيده و مفلوك را ميخواهند با اورانيوم غني شده بپوشانند و آنرا بر سرير قدرت حفظ و تثبيت كنند. آيا قبل از انرژي هستهيي, اين آزادي و حاكميت و كار و نان و مسكن نيست كه حق مسلم ملت ايران است؟ اين چه انرژي صلح آميز و چه علم و دانشي است كه سراپايش در دست سپاه پاسداران جهل و جنايت است؟ اين چه تحقيق و پژوهشي است كه اين چنين براي دو دهه بايد مخفي بماند و بودجه معلمان و فرهنگيان و دانشگاه ها و كارگران را ببلعد؟ خامنهاي جنگ اقتصادى را يك ميدان ديگر رويارويي نظام سلطه بينالمللي با رژيم ولايت فقيه ميداند و ميگويد: ميخواهند ملت ايران را از لحاظ مسائل اقتصادي در تنگنا قرار دهند ، تهديد ميكنند كه تحريم كنيم. تحريم نميتواند به ما ضربهيي بزند. ما در حال تحريم بهاين سازندگيهاي وسيع در كشور رسيدهايم. تحريم در شرايطي حتي ممكن است به نفع ما تمام شود؛ از اين جهت كه همت ما را براي تلاش و فعاليت بيشتر كند . اولاً- خميني صراحتاً ميگفت : اقتصاد مال خر است ! و ما انقلاب نكرده ايم كه خربزه ارزان بشود . بنابراين چه باك از تنگناي اقتصادي؟ ثانياًـ چه خوب بود كه خامنهاي بيلاني از ده ها ميليارد دلاري ارائه ميداد كه در سال هاي ولايتش از كيسه ملت ايران صرف صدور تروريسم و ارتجاع و صرف نگهداشتن مجاهدين در ليست تروريستي نظام سلطه بينالمللي از طريق انعقاد قراردادهاي كلان اقتصادي با اتحاديه اروپا گرديده است. مبالغ نجومي كه بي ترديد گرهگشاي هر تنگناي اقتصادي است. دستكم ميتوان با آن حقوق معلمان و فرهنگيان بهجان آمده و دستمزد كارگران را تأمين كرد. ثالثاً- به صراحت ميگويد كه تحريم نميتواند به رژيم ضربهيي بزند. پس ديگر چه جاي نگراني و شكوه از مرعوب شدن مسئولان و شخصيتهاي سياسي و نخبگان نظام ؟! الاّ اينكه بگوبيم نخبگان نظام فاسد آخوندي از قضا بيش از هركس ديگر ميدانند كه خانه از پاي بست ويران است و تاكنون هم با استمالت و مماشات همين نظام سلطه بينالمللي سرپا مانده است. در غير اين صورت مردم ايران و مجاهدان آزادي آن, نه از تاك, نشان ميگذاشتند و نه از تاكنشان . يعني كه نه از ريش و نه از ريشه اين رژيم! مقاومتي كه خميني را به سركشيدن جام زهر ناگزير كرده باشد, اگر بهزنجير بينالمللي نميكشيدند, به طريق اولي, بقاياي دست چندم او را حريف ميشد. چهكسي نميداندكه اگر متجاوز از 80 سلسله افشاگري همين مجاهدين و روشنگريهاي بينالمللي وقفهناپذير مقاومت ايران نبود, شيخكان، سركنگبينِ هستهيي را خورده و بمب اتم را هم تا به حال به بازارهاي تروريسم و كشتار جمعي در اين و آن سوي جهان, عرضه كرده بودند. هموطنان! همچنانكه در پيام رئيسجمهور برگزيده مقاومت شنيديم، قطعنامه جديد شوراي امنيت، هرچند آثار سياسي دامنهداري در پي دارد، هرچند براي نخستين بار بهضرورت مقابله با سپاه پاسداران رژيم آخوندي نيروي اصلي سركوب در داخل ايران و نيروي اصلي تروريسم در خاورميانه ميپردازد، هرچند فراتر از موضوع هستهيي در راستاي خلع سلاح رژيم آخوندي، فروش تسليحات اساسي را بهآن تحريم كرده و هرچند فراتر از مقوله اتمي، در راستاي خلع يد از ملايان در عراق و لبنان و فلسطين و سومالي و يمن و ساير كشورهاي جهان، گام برداشته است، اما بدون برداشتن راهبندها و موانع از سر راه مقاومت مردم ايران نتيجه مؤثر نه خواهد داشت. اقدامات بازدارنده سلبي بايد با اقدامات فعال اثباتي و ايجابي تكميل و به نتيجه برسد: - نام مجاهدين بهعنوان ديناميسم فعال و اصلي تغيير، بايد از ليست هاي تروريستي برداشته شود. - از رژيم آخوندي در عراق بايد خلعيد همهجانبه سياسي و نظامي بهعمل آيد. - جنايتهاي رژيم آخوندي عليه بشريت، بهخصوص قتلعام زندانيان سياسي بايد در يك دادگاه بينالمللي مورد رسيدگي واقع شود. صراحتاً بگوييم:تا وقتي برچسب تروريستي باقي است، پيداست كه هنوز از اين رژيم دل نكندهاند. پيداست كه هدف از تحريمها و ممنوعيتها، مهار كردن و بهخط آوردن رژيمي است كه بنا بر تجربه طولاني نه مهارپذير است و نه بهخط آمدني. طينت پسافتاده قرون وسطاييش، ظرفيت و جايي براي مصالحه و معامله و مهار باقي نميگذارد. تغيير اين رژيم تنها پاسخ مؤثر به تهديدات آن است. بهتازگي يك دولتمرد آمريكايي گفت: يافتن يك پاسخ مؤثر در برابر تهديدهاي رژيم ايران، مهمترين چالشي است كه ايالات متحده در جهان امروز با آن روبروست. مقاومت ايران از ربع قرن پيش گفته بودكه ديكتاتوري مذهبي و تروريستي كانون تنش و صدور تروريسم و ارتجاع در اين منطقه از جهان است. حقيقتي كه امروز آن را همگان بهچشم ميبينند. بههمين خاطر خطاب بهجامعه بينالمللي و به اروپا و آمريكا گفته ايم و تكرار ميكنيم كه راه حل مريم راه حل سوم نه فقط مطلوب ما و ملت ما، بلكه نياز مبرم خود آنها و ملت هاي آنها هم هست. زيرا كه صلح و امنيت و دموكراسي و حقوقبشر و ثبات و سازندگي و دوستي و يك ايران غيراتمي و همكاري و توسعه اقتصادي را در اين منطقه از جهان پيشنهاد ميكند و بهقوانين و كنوانسيونهاي بينالمللي احترام ميگذارد. اين راهحل ادامه و ميراث تاريخي راهبرد مصدقي موازنه منفي در قبال رژيم آخوندي است. اين راهحل را در شرايطي ميگوييم كه حكم تاريخي دادگاه جوامع اروپايي بند از بند برچسب تروريستي گسسته است و در شرايطي كه علاوه بر مردم ايران، مردم عراق هم از فرط دخالت ها و جنايتهاي رژيم آخوندي بهستوه آمدهاند. اهل بخيه بخيه با رژيم آخوندي و فاشيسم مدهبي را ميگويم اول گفتند، در جستجوي ميانهروان در درون رژيم هستند. بعد سياست ديالوگ انتقادي را آزمودند. چندي هم دل بهاصلاحات موهوم بستند. بعد هم كار بهرگبار بستههاي مشوق كشيد. مشوق 17ژوئن بالاترين مشوق ممكن بود. عجبا كه قرار بود با رژيم بهشيوه چماق و حلوا برخورد شود. اما حلواي نظام سلطه بينالمللي يكسويه بهرژيم و چماق آن، يكسويه بهمقاومت يك خلق در زنجير رسيد. نتيجه هم اين شدكه قطار بيدنده و ترمز ولايت، با جكزدن و صلواتهاي جك استرا و شركا، همچنان در وادي تروريسم و اتمي و سنگسار و حلقآويز پيش ميرود و بهگروگان گرفتن ملوانان انگليسي هم رسيده است. حالا ميگويند، بگذار سياست مهار و تغيير رفتار همين رژيم را آزمايش كنيم. بهطور خصوصي هم ميگويند، هر چند باقي ماندن مجاهدين در ليست تروريستي ديگر ناعادلانه و خلاف حكم دادگاه است، اما اگر مجاهدين را از ليست دربياوريم، بهاين معني است كه دنبال تغيير رژيم هستيم. حكم دادگاه جوامع اروپا را هم ميگويندكه فعلا بگذاريد براي حقوقدانان، تا ببينيم چه ميشود! راستي كه دل كندن از آخوندها اعم از آخوند نرمتن يا سختسر ,تا كجا براي دولت هاي كنوني انگليس و فرانسه سخت و بغرنج است! آقاي شيراك يك بار گفت چه اشكالي داردكه آخوندها يكي دو بمب اتمي هم داشته باشند! اما خوشبختانه زود پس گرفت و گفت, اشتباهِ ناشي از عدم تمركز حواس بوده است! اما آقاي بلر در مضحكه و رندي نظير ندارد. شنيدم رسماً نوشته است كه اين فقط تصميم مشخص دسامبر2005 شوراي وزيران اتحاديه اروپا بوده كه توسط دادگاه لغو شده و بعدش هم شوراي وزيران در مي2006 تصميم لغو شده را جايگزين كرده است! اين بهسادگي يعني اين كه, عقل همه قضات و سيستم قضايي دادگاه جوامع اروپايي، كم بوده كه در دسامبر2006 آذر ماه 85 بنشينند و حكمي قرائت كنند كه از 7ماه پيش سالب بهانتفاء موضوع بوده است. چرا كه حكم قضات صرفاً معطوف بهليستگذاري تاريخ دررفته يك سال قبل از آن يعني دسامبر2005 بوده است! گويا كه قضات نميدانستند كه تصميم ليستگذاري شوراي وزيران 6ماه يك بار تكرار و بهروز ميشود! بگذريم كه گوئيا هدف شاكي، يعني سازمان مجاهدين خلق ايران هم كه برنده دادگاه است فقط بهچالش كشيدن يكي از اين ليستگذاريهاي نوبهيي بوده است كه تاريخش هم بهزودي منقضي ميشود! بهنظر ميرسد آقاي بلر آن قدر براي بهدست آوردن دل آخوندها عجله داشته كه حتي بهخود زحمت نداده است مشاوران حقوقيش را موظف كند تا او را در باره مفاد صريح و عاري از ابهام حكم دادگاه, توجيه كنند. در ماده35 حكم دادگاه تصريح شده است كه از نظر حقوقي حكم لغو و ابطالشده بهمعني از دور خارج كردن است, گوئيا كه هرگز وجود نداشته است . ضمناً معلوم نيست كه دادگاه چرا و بهچه خاطر,مقرر كرده است كه شوراي وزيران اتحاديه اروپا علاوه بر تقبل هزينههاي خاص خود, بهپرداخت چهار پنجم هزينههاي شاكي نيز محكوم ميشود ؟ پس جان كلام در اينجاست كه در اين شرايط مشخص, دست شستن از برچسب تروريستي عليه مجاهدين, خواه و ناخواه بهمثابه دست شستن و جدايي از فاشيسم مذهبي حاكم بر ايران است. كساني كه هنوز هم از اين رژيم دست برنميدارند و دست نميشويند, يا دفعالوقت ميكنند, زمان را از دست ميدهند و در گام هاي بعد نه فقط كار مردم و مقاومت ايران, بلكه كار خودشان را هم مشكلتر ميكنند و بهاي سنگينتري خواهند پرداخت. اين حقيقت, چه در برابر فاشيسم هيتلري و چه در برابر فاشيسم آخوندي شبهه و شكاف برنميدارد. تاريخ آينده در اين باره بهروشني قضاوت خواهد كرد. اما در حال حاضر,اين بر عهده و فريضه ملي و ميهني هر ايراني آزاده و بهويژه نيروها و هواداران مقاومت ظفرنمون ما در سراسر جهان است كه براي دو چيز,از پا نننشيند. دو چيزي كه اكنون خواه و ناخواه تبديل به دو روي سكه واحدي شده كه در يك طرف آن تصوير مريم و در طرف ديگرش تصوير اشرف پايدار نقش بسته است. از اين رو از تكتك شما ميخواهم كه همچون مريم و با مريم, براي ضرب اين سكه راهگشا و رسيدن بهاين دو هدف نبايد سر از پا و شب از روز شناخت. اين دو هدف را خود شما هستيد كه در سراسر جهان محقق ميكنيد. خودبخود و رايگان بهدست نميآيد و تاكنون هم خودآن را پيش بردهايد: يكي اثبات اين حقيقت كه سياست تغيير رفتار در برابر چنين رژيمي بلاجواب است و تنها جواب حقيقي, ضروري و واقعي و اجتنابناپذير سياست تغيير رژيم بهدست مردم و مقاومت ايران يعني همان راهحل سوم است. دومي بهكرسي نشاندن حكم دادگاه جوامع اروپايي در باره لغو برچسب تروريستي است. اين حكم كه حكم قانون و عدالت اروپا و بيگفتگو لازمالاجرا و لازمالاتباع است, چيزي نيست كه مردم و مقاومت ايران از آن بههيچ قيمت كوتاه بيايند و بگذارند از حلقوم آخوندها و قانونشكنان پايين برود. مجاهدين و مقاومت ايران تا پاي جان، بر قانون و عدالت ايستادهاند. درود بر تظاهرات عظيم بروكسل!.درود برتحصن 8ماهه و بي سابقه ژنو! درود بر يكايك تظاهرات و تحصنها و اعتراض ها و اقداماتي كه با مسالمت در چارچوب قانون از لندن و نيويورك تا آلمان و هلند و دانمارك و ايتاليا برگزاركرديد و باز هم خواهيدكرد. آفرين كه اينچنين با مجاهدان اشرف و با خلق اسير و محبوبمان بهويژه با جوانان بهپاخاسته در داخل ميهن اشغال شده همدم و همرزم ميشويد. هموطنان!جوانان مجاهد و مبارز! حرف اصلي, با خود ما و در درون خانه است: اولا، قطعنامه شوراي امنيت بهروشني شاخص اين حقيقت است كه رژيم پسافتاده ضدتاريخي, ظرفيت مصالحه و معامله ندارد و الا در عرض 8ماه به 3قطعنامه نياز نميداشت. ثانياً، قيلوقال و تيغكشيهاي سردمداران رژيم تماماً از موضع ضعف و درماندگي در برابر خطر محتوم تغيير و سرنگوني است كه بهزعم آنها فقط با بمب اتمي ميتوان از آن ممانعت كرد. ثالثاً، هر گونه عقبنشيني, جام هاي زهر زنجيرهيي بهدنبال دارد و مشخصاً طلسم اختناق را در همميشكند. پس تكرار بايد كرد كه زمان برخاستن است! برخاستن براي آزادي و رهايي از شر دژخيمان دينفروشي كه تمامي يك خلق و يك ميهن را براي ادامه حكومتشان بهاسارت و گروگان گرفتهاند. قطعنامههاي بينالمللي وقتي بهنتيجه مطلوب و مورد نظر مردم ايران ميرسد كه قبل از هر چيز, بهدست ها و به تواناييهاي بالقوه و بالفعل خود بنگريم. كس نخاردپشت ما جز ناخن انگشت ما. حق و عدالت و آزادي را بهرايگان بهكسي هديه نميكنند. بايدكه با هفت كفش و كلاه و عصاي آهنين و با عزم و اراده پولادين و با عبور از درياي رنج و خون بهآن رسيد و آن را بهدست آورد. اين همان راهي است كه فرزندان رشيد ايران 28سال آن را پيمودهاند و اكنون بهوادي آخر رسيدهايم. از ايستادگان شهر شرف بياموزيد و در مقدم سيمرغ رهايي در هر كجاي ميهن اشغالشده بهپا خيزيد! گفت: ما را هفت وادي در ره است چون گذشت اين هفت وادي درگه است ما همه سرگشتگان درگهيم بيدلان و بيقراران رهيم مدتي شد تا در اين راه آمديم ازهزاران ,سي به درگاه آمديم هم ز عكس روي سيمرغ جهان چهره سيمرغ ديدند آن زمان سلام بر خلق! سلام بر آزادي! مسعود رجوي نوروز 1386 |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوازدهم فروردین 1386ساعت 23:18 توسط زهره ايماني |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1387 شهریور 1387 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 |
| آرشیو موضوعی |
|
اسانلو |
|
RSS
|