![]() |
![]() |
|
| اخبار سياسي اجتماعي |
|
تهران در رساي خداوند حقیقت، عشق و آزادیهر شب به آسمان ستاره ای می کشند و باز این آسمان غم زده، غرق ستاره است ما از خشونت متنفريم، ما چه مي خواهيم مگر تكه اي آزادي، ما حاملان دردیم. يك درد تاریخی. ما زخميان تيغ خنجریم. خنجر زهر آلوده تحجر و استبداد، و زين مهلكه رهايي مان نيست. ما همان وارثان سه آذر اهورایی، اینک میراث دار خون عزت يم، قربانی تیغ تیز نوچگان حقیر استبدادِ خانمان بر افکنی که عزمش جزم است تا از ایران عزیزمان، تنها خرابه ای بر جای گذارد. ما نسل سوخته ايم، قربانی اشتباهات کوچک و بزرگ ديگران، که در جهنمي هولناک دست و پا می زنیم. ما ساکنان جزیره ای اینک دور افتاده از جهان متمدنیم و از ساده ترین حقوق انسانیمان محروم. هیهات! كه اين فرهنگ استبداد زده خود را آن چنان بی مرگ پنداشته که قوانین تاریخ و سیاست را نا دیده بگیرد تا بر خویش بقبولاند که دارای عمري جاودانه است. شاید از همین روست که نگهبانان آن این گونه بی محابا با شمشیر زهر آلود به پیش می تازند و یاران ما را به خیال خویش، یک به یک درو کرده و به سیاهچالهای آزادی خواهی روانه می کنند .مگر ما چه كرده ايم كه لحظه اي آسوده نمي گذارندمان؟ مگر ما چه هستيم تعدادي بنده كه هر چه بخواهند بر سرمان بياورند؟ چرا جايي نيست كه در آن آراممان بگذارند؟ چرا نبايد ما آزاد باشيم تا دمي فرياد فرو خورده خود را كه از درون مي سوزاندمان به زبان آوريم؟ آيا انسانيت درين ملك فرو مرده؟ |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 22:44 توسط زهره ايماني |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1387 شهریور 1387 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 |
| آرشیو موضوعی |
|
اسانلو |
|
RSS
|