![]() |
![]() |
|
| اخبار سياسي اجتماعي |
|
شعري از بهار , كنار اشيانه ي تو من من اشيانه مي كنم فضاي اشيانه را پر از ترا نه مي كنم كسي سوال مي كند به خاطر چه زنده اي و من براي زندگي تو را بهانه مي كنم , چه سخت است تنها متولد شدن ....مثل تنها زندگي كردن است ....مثل تنها مردن است وقتي كه او تمام كرد من شروع كردم وقتي كه او تمام شد من اغاز شدم و چه سخت است تنها متولد شدن ....مثل تنها زندگي كردن است ....مثل تنها مردن است , تا شمع شدي، چو شعله بي تاب شدم تا ماه شدي، همدم مهتاب شدم آري ، چه بگويم كه به پايت اي شمع هر چند كه سوختي تو ، من آب شدم بهنظر شما برخورد با دانشجويان خواست تمام حاكميت بود؟ دقيقاً اينطور است. آقاي خاتمي براي استحكام هر چه بيشتر نظام در راه رسيدن بهاهدافش آمده بود؛ اين امر بعدها و بارها اثبات شد. او براي اجراي بعضي اصلاحات جزئي پا پيش گذاشته بود. طبيعي بود كه يك روحاني كه سابقه مديريتي و اجرايي زيادي در حاكميت داشته، نخواهد و نتواند بهمطالبات دانشجويان جواب مثبت دهد. اختلافات درست زماني شروع شد كه دانشجويان او را از جنس خود دانستند و دراولين حضورش در جمعش سوت و دست زدند؛ اما او معتقد بود بايد براي شادي كردن صلوات فرستاد. بعد كدورت ها بالا گرفت و اعتراضات زياد شد بهطوريكه او شش سال بعد دوباره بهدانشگاه رفت. در سال آخر زمامداريش هم وقتي در دانشگاه با اعتراض دانشجويان مواجه شد روي همه حرفها و شعارهايش پا گذاشت و در پاسخ شعارهاي اعتراض آميز دانشگاه گفت: اگرآزادي اين است پس مرگ بر آزادي. كسي كه گفته بود زنده باد مخالف من و از مرگ حرف نزنيد بلكه زندگي شايسته ستايش است. در 18 تير هم ديديم كه او نه تنها خود و اكنش قابل قبولي نداشت بلكه وزير مستعفياش را هم بهبرگشتن بهكابينه مجبور كرد. درباره محاكمه عاملان اين قضايا هم ديديد كه او هيچ كاري نكرد. بنابراين كل نظام از دانشگاه رنج مي بردو بايد برخوردي صورت مي گرفت.اما آقاي خاتمي مثلاً وقتي در بحث بر گرداندن نخبگان، تحصيل كردگان و سرمايه داران ايراني مقيم خارج بهكشور نتوانست نظر نظام را جلب كند، روشن کرد که وقتي يك حريم دانشجويان در داخل کشور امن نيست، پس بهسراغ اين موضوع رفتن كاري خطايي است. هر چند مثل تمامي مسايل ديگر نگفت كه ريشه نا امني در كجاست. البته شعار ايران براي همه ايرانيان هم مثل قصه هاي ديگري است كه از سوي آقاي خاتمي و همراهانش گفته شد. از اين قصه ها زياد شنيده ايم. اما منظور اين بود که برخورد با دانشجويان بايد تا جايي پيش برود كه ما مي خواهيم. در قضيه 18 تير ديديم كه مردم هم بهكمك دانشجويان آمدند و روند تحقق مطالبات بهخيابانها كشيده شد. فكر مي كنيد اگر اين اتفاق مي توانست چه نتايجي در بر داشته باشد؟ من نمي دانم چه اتفاقي ممكن بود بهوقوع بپيوندد، اما فراموش نكنيد كه دانشجويان مطالبات معقولي داشتند و هدفشان اغتشاش نبود. بلكه عده زيادي را در قالب دانشجو بهاين جمع افزوده بودند كه اغتشاش كنند تا بهانه براي سركوب دانشجويان فراهم باشد. به نظر مي رسد دانشگاهيان 18 تير را فراموش کرده اند.به نظر شما آنها تمايلي بهپرداختن بهفاجعه 18 تير ندارند يا حاكميت در اين قضيه نقش ايفا كرده است؟ نمي توان گفت دانشجويان نقش مبارزاتي شان را فراموش كرده اند چون همين الآن دانشجويان زنداني، منع تحصيل و ستاره دار زيادي هستند كه تنها بهخاطر تلاشهاي آزادي خواهانه شان مجازات مي شوند. اما حاكميت از راههاي گوناگون سعي در بهحاشيه كشاندن قضيه 18 تير دارد. مثلاً نتيجه دادگاه ختم بهدزيده شدن يك ريش تراش و زنداني شدن دانشجويان و وكلاي مدافع شان و كشته شدن يك دانشجو در زندان و آزادي عاملان و سركوبگران شد. از طرف ديگر امتحانات را طوري برگزار مي كنند كه قبل از 18 تير دانشجويي در دانشگاه يا كوي ها نماند كه تجديد خاطره اي شود. از 78 بهاين سو هر ساله قبل از 18 تير بهبهانه هاي گوناگون كوي ها را تعطيل مي كنند و از خرداد ماه فشار بر دانشجويان را افزايش مي دهند. نمونه اين فشارها كاملاًً روشن است و هر روزه گزارشي در رسانه ها ديده مي شود. توجه داشته باشيد كه اتاق انجمن اسلامي دانشگاه پلي تكينك را كاملاًً خراب كرده اند. بنابراين دانشجويان هيچ كوتاهي نكرده اند بلكه فشارها و مشكلات بسيار زياد است.سايت روز-86.04.18 |
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 9:35 توسط زهره ايماني |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1387 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 |
| آرشیو موضوعی |
|
اسانلو |
|
RSS
|